چگونه با ترس از تبدیل شدن به «آن آدم دردسرساز» روبهرو شویم؟

مارک اوکانل، درمانگر، به تعارضی رایج در روابط اجتماعی میپردازد: فاصله میان خواستهها و احساسات شخصی از یک سو و انتظارات جمعی از سوی دیگر.
مارک اوکانل، درمانگر، به تعارضی رایج در روابط اجتماعی میپردازد: فاصله میان خواستهها و احساسات شخصی از یک سو و انتظارات جمعی از سوی دیگر. بسیاری از افراد از بیان نگرانیها یا مخالفتهای خود اجتناب میکنند، زیرا میترسند طرد شوند، دیگران را ناراحت کنند یا هماهنگی گروه را بر هم بزنند. آنها ترجیح میدهند سکوت کنند تا بهعنوان فردی دشوار، حساس یا دردسرساز شناخته نشوند. پژوهشهای برنه براون (Brené Brown) تمایز مهمی میان دو مفهوم مطرح میکند: تلاش برای پذیرفته شدن (Fitting in) و احساس تعلق (Belonging). در حالت نخست، فرد برای هماهنگ شدن با دیگران ممکن است رفتار و دیدگاه واقعی خود را تغییر دهد؛ اما تعلق واقعی زمانی شکل میگیرد که بتواند بدون پنهان کردن هویت و احساساتش، در یک رابطه یا گروه حضور داشته باشد. اوکانل معتقد است سرکوب مداوم احساسات و نگرانیها، لزوماً به حفظ روابط کمک نمیکند. حتی ممکن است به مرور فاصله عاطفی، نارضایتی و سوءتفاهم ایجاد کند. او با اشاره به پژوهشی در سال ۲۰۲۲، بر پیامدهای منفی بیان نکردن احساسات در روابط تأکید میکند. راهکار پیشنهادی او ارتباطورزی آگاهانه و قاطعانه (Assertive Communication) است؛ یعنی بیان روشن و محترمانه نیازها، احساسات و مخالفتها، بدون پرخاشگری و بدون نادیده گرفتن حقوق دیگران. این شیوه مستلزم خودآگاهی، پذیرش تفاوت دیدگاهها و آمادگی برای گفتوگو درباره موضوعات ناخوشایند است. واکنش مثبت چند نفر از والدین عضو انجمن اولیا و مربیان (PTA) به صراحت اوکانل نیز نشان میدهد که افراد ممکن است بیش از آنچه تصور میکنیم، از ارتباطی صادقانه و قاطعانه استقبال کنند.
نکته کلیدی
تعلق واقعی به معنای موافقت همیشگی یا پنهان کردن خواستههای شخصی نیست. روابط عمیقتر زمانی شکل میگیرند که افراد بتوانند ضمن احترام به دیگران، احساسات و دیدگاههای متفاوت خود را نیز صادقانه بیان کنند.
🔗 منبع: Psychology Today: The Latest
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
