زمان آن رسیده که نگاه خود را به ADHD تغییر دهیم؛ نقش مهم تنظیم هیجان در اختلال نقص توجه و بیشفعالی

اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD) معمولاً با مشکلات تمرکز، حواسپرتی و رفتارهای تکانشی شناخته میشود.
اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD) معمولاً با مشکلات تمرکز، حواسپرتی و رفتارهای تکانشی شناخته میشود. بااینحال، برخی متخصصان معتقدند که دشواری در تنظیم هیجانها نیز یکی از ابعاد مهم این اختلال است که باید در ارزیابی و درمان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. دکتر کارلا شومن (Carla Shuman)، روانشناس و پژوهشگر مؤسسه Mindful Solutions، معتقد است که ADHD را نباید صرفاً اختلالی مرتبط با کمبود توجه دانست. به باور او، مشکلات تنظیم هیجان میتوانند نقش مهمی در بسیاری از دشواریهای تجربهشده توسط افراد مبتلا داشته باشند. بدتنظیمی هیجانی (Emotion Dysregulation) به دشواری در مدیریت شدت، مدت یا نحوه ابراز هیجانها متناسب با شرایط گفته میشود. این مشکل ممکن است به شکل واکنشهای هیجانی شدید، تحریکپذیری، خشم یا دشواری در بازگشت به آرامش ظاهر شود. به گفته شومن، مشکلات تنظیم هیجان میتوانند بخشی از دشواریهای توجه و تمرکز را توضیح دهند و به درک بهتر مشکلات همراه، مانند اضطراب و خشم، کمک کنند. او همچنین بر اهمیت رویکرد درمانی چندجانبه تأکید میکند؛ رویکردی که میتواند شامل رواندرمانی، آموزش راهبردهای مقابلهای و در صورت نیاز، دارودرمانی باشد. در مقاله اشاره شده است که اگرچه درباره دارودرمانی ADHD، بهویژه در کودکان، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، برخی روانپزشکان و روانشناسان با استناد به شواهد پژوهشی، آن را برای بهبود توجه و تنظیم هیجان مفید میدانند. شومن معتقد است که در بزرگسالان نیز دارودرمانی، در صورت تجویز متخصص، میتواند در کنار رواندرمانی به اجرای مؤثرتر راهبردهای مقابلهای کمک کند. یکی دیگر از مداخلات پیشنهادی او، مربیگری کارکردهای اجرایی (Executive Function Coaching) است که بر تقویت مهارتهایی مانند برنامهریزی، سازماندهی، مدیریت زمان و پیگیری وظایف تمرکز دارد. به باور او، این روش بهویژه زمانی که فرد همزمان با اضطراب یا افسردگی مواجه است، بهتر است در کنار رواندرمانی به کار گرفته شود. البته باید توجه داشت که بدتنظیمی هیجانی، اگرچه در بسیاری از افراد مبتلا به ADHD مشاهده میشود، در معیارهای تشخیصی رایج جایگزین نشانههای اصلی بیتوجهی و بیشفعالی ـ تکانشگری نشده است. بنابراین، دیدگاه مطرحشده در این مقاله بیشتر بر ضرورت گسترش نگاه بالینی به ADHD تأکید دارد، نه کنارگذاشتن تعریف تشخیصی آن.
نکته کلیدی
اختلال ADHD تنها با مشکلات توجه و تمرکز همراه نیست و دشواری در تنظیم هیجانها نیز میتواند نقش مهمی در تجربه افراد مبتلا داشته باشد. توجه همزمان به تنظیم هیجان، کارکردهای اجرایی و مشکلات روانشناختی همراه، میتواند به طراحی مداخلات درمانی جامعتر و متناسبتر با نیازهای هر فرد کمک کند.
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
