خشم و ترس میتوانند ترجیحات رأیدهندگان را درباره چهره رهبران سیاسی تغییر دهند
پژوهشی جدید که در نشریه علمی Cognition and Emotion منتشر شده، نشان میدهد که مسائل سیاسی و هیجانهای ناشی از آنها میتوانند بهشکلی ظریف بر ترجیح …
پژوهشی جدید که در نشریه علمی Cognition and Emotion منتشر شده، نشان میدهد که مسائل سیاسی و هیجانهای ناشی از آنها میتوانند بهشکلی ظریف بر ترجیح رأیدهندگان نسبت به ظاهر رهبران سیاسی تأثیر بگذارند. این مطالعه به سرپرستی ماریانا فون مور (Mariana von Mohr) از دانشگاه کنت انجام شده است. نتایج نشان میدهد افرادی که هنگام فکرکردن به مسائل سیاسی احساس خشم میکنند، بیشتر به رهبرانی با چهره مقتدر گرایش دارند؛ درحالیکه افراد ترسان، چهرههای قابلاعتماد را ترجیح میدهند. در این پژوهش، ۲۰۱ شرکتکننده آمریکایی حضور داشتند که تقریباً به تعداد مساوی از میان دموکراتها و جمهوریخواهان انتخاب شده بودند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در یکی از دو وضعیت هیجانی خشم یا ترس قرار گرفتند. سپس از آنها خواسته شد شدت هیجان خود را در مقیاسی از صفر تا ۱۰۰ ارزیابی کنند و از میان مجموعهای از چهرههای تولیدشده با رایانه، فردی را انتخاب کنند که به نظرشان بهتر میتوانست مسئله سیاسی موردنظرشان را مدیریت کند. نتایج نشان داد که احتمال انتخاب رهبران دارای چهره مقتدر در وضعیت خشم ۴۹٫۵ درصد و در وضعیت ترس ۴۶٫۵ درصد بود. بنابراین، تفاوت مطلق میان دو وضعیت هیجانی تنها ۳ واحد درصد بود؛ تغییری نسبتاً کوچک که بااینحال، به گفته پژوهشگران، حتی در همین اندازه نیز ممکن است در رقابتهای انتخاباتی اهمیت پیدا کند. پژوهش همچنین نشان داد که جمهوریخواهان، در مجموع، بیشتر از دموکراتها چهرههای مقتدر را ترجیح میدادند. احتمال انتخاب چنین چهرههایی در میان جمهوریخواهان ۵۲٫۵ درصد و در میان دموکراتها ۴۳٫۵ درصد بود. این یافتهها نشان میدهند که ترجیحات افراد درباره ظاهر رهبران سیاسی ممکن است علاوه بر گرایشهای سیاسی، تحت تأثیر وضعیت هیجانی آنها نیز قرار بگیرد. البته این پژوهش ترجیحات شرکتکنندگان را در یک موقعیت آزمایشی و با استفاده از چهرههای رایانهای بررسی کرده است؛ بنابراین، نتایج آن لزوماً به معنای تأثیر مشابه بر رفتار واقعی رأیدهندگان در انتخابات نیست.
پژوهشی جدید که در نشریه علمی Cognition and Emotion منتشر شده، نشان میدهد که مسائل سیاسی و هیجانهای ناشی از آنها میتوانند بهشکلی ظریف بر ترجیح رأیدهندگان نسبت به ظاهر رهبران سیاسی تأثیر بگذارند. این مطالعه به سرپرستی ماریانا فون مور (Mariana von Mohr) از دانشگاه کنت انجام شده است. نتایج نشان میدهد افرادی که هنگام فکرکردن به مسائل سیاسی احساس خشم میکنند، بیشتر به رهبرانی با چهره مقتدر گرایش دارند؛ درحالیکه افراد ترسان، چهرههای قابلاعتماد را ترجیح میدهند. در این پژوهش، ۲۰۱ شرکتکننده آمریکایی حضور داشتند که تقریباً به تعداد مساوی از میان دموکراتها و جمهوریخواهان انتخاب شده بودند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در یکی از دو وضعیت هیجانی خشم یا ترس قرار گرفتند. سپس از آنها خواسته شد شدت هیجان خود را در مقیاسی از صفر تا ۱۰۰ ارزیابی کنند و از میان مجموعهای از چهرههای تولیدشده با رایانه، فردی را انتخاب کنند که به نظرشان بهتر میتوانست مسئله سیاسی موردنظرشان را مدیریت کند. نتایج نشان داد که احتمال انتخاب رهبران دارای چهره مقتدر در وضعیت خشم ۴۹٫۵ درصد و در وضعیت ترس ۴۶٫۵ درصد بود. بنابراین، تفاوت مطلق میان دو وضعیت هیجانی تنها ۳ واحد درصد بود؛ تغییری نسبتاً کوچک که بااینحال، به گفته پژوهشگران، حتی در همین اندازه نیز ممکن است در رقابتهای انتخاباتی اهمیت پیدا کند. پژوهش همچنین نشان داد که جمهوریخواهان، در مجموع، بیشتر از دموکراتها چهرههای مقتدر را ترجیح میدادند. احتمال انتخاب چنین چهرههایی در میان جمهوریخواهان ۵۲٫۵ درصد و در میان دموکراتها ۴۳٫۵ درصد بود. این یافتهها نشان میدهند که ترجیحات افراد درباره ظاهر رهبران سیاسی ممکن است علاوه بر گرایشهای سیاسی، تحت تأثیر وضعیت هیجانی آنها نیز قرار بگیرد. البته این پژوهش ترجیحات شرکتکنندگان را در یک موقعیت آزمایشی و با استفاده از چهرههای رایانهای بررسی کرده است؛ بنابراین، نتایج آن لزوماً به معنای تأثیر مشابه بر رفتار واقعی رأیدهندگان در انتخابات نیست.
نکته کلیدی
نکته کلیدی
خشم و ترس ممکن است بر ویژگیهای ظاهری مورد ترجیح افراد در رهبران سیاسی تأثیر بگذارند. خشم با گرایش بیشتر به چهرههای مقتدر و ترس با ترجیح نسبی چهرههای قابلاعتماد همراه بود. بااینحال، اندازه این تفاوت محدود بود و برای مشخصشدن تأثیر آن بر انتخابهای واقعی سیاسی، پژوهشهای بیشتری لازم است.
خشم و ترس ممکن است بر ویژگیهای ظاهری مورد ترجیح افراد در رهبران سیاسی تأثیر بگذارند. خشم با گرایش بیشتر به چهرههای مقتدر و ترس با ترجیح نسبی چهرههای قابلاعتماد همراه بود. بااینحال، اندازه این تفاوت محدود بود و برای مشخصشدن تأثیر آن بر انتخابهای واقعی سیاسی، پژوهشهای بیشتری لازم است.
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
