کارگرانی که به دنبال تسلط هستند، علاقه جنسی بیشتری به رفتار همکاران خود نشان میدهند و این میتواند به توضیح آزار و اذیت کمک کند

کارکنان سلطهجو بیشتر رفتار همکاران را نشانه علاقه جنسی تلقی میکنند؛ یافتهای که ممکن است به توضیح آزار جنسی در محیط کار کمک کند دو مطالعه پیمایشی که …
کارکنان سلطهجو بیشتر رفتار همکاران را نشانه علاقه جنسی تلقی میکنند؛ یافتهای که ممکن است به توضیح آزار جنسی در محیط کار کمک کند دو مطالعه پیمایشی که توسط سانّه فینسترا (Sanne Feenstra) و مارک ون ووخت (Mark van Vugt) انجام شدهاند، نشان میدهند کارکنانی که تمایل بیشتری به سلطهجویی دارند، بیشتر احتمال دارد رفتارهای دوستانه همکاران خود را بهاشتباه نشانه علاقه جنسی تفسیر کنند. در این پژوهشها، شرکتکنندگان از طریق پلتفرم پژوهشی Prolific Academic انتخاب شدند. مطالعه نخست شامل ۲۰۹ بزرگسال شاغل در بریتانیا و مطالعه دوم شامل ۳۴۵ فرد شاغل در همین کشور بود. از شرکتکنندگان خواسته شد رفتارهایی مانند لبخندزدن یا گفتوگوهای کوتاه و دوستانه را از نظر احتمال نشاندادن علاقه جنسی ارزیابی کنند. همچنین، میزان مشارکت خود در رفتارهای آزار جنسی در محیط کار را گزارش دهند. پژوهشگران علاوه بر این، متغیرهایی مانند انگیزه سلطهجویی، انگیزه کسب اعتبار اجتماعی، جهتگیری اجتماعیجنسی، قدرت سازمانی و جنسیت را بررسی کردند. انگیزه سلطهجویی (Dominance Motivation) به تمایل فرد برای کسب نفوذ و کنترل بر دیگران اشاره دارد؛ درحالیکه انگیزه کسب اعتبار (Prestige Motivation) به تلاش برای دستیابی به جایگاه اجتماعی از طریق شایستگی، احترام و تحسین دیگران مربوط میشود. جهتگیری اجتماعیجنسی (Sociosexual Orientation) نیز به نگرش و تمایل افراد نسبت به روابط جنسی بدون تعهد عاطفی اشاره دارد. نتایج نشان داد که افراد دارای انگیزه سلطهجویی بالاتر، مستقل از جنسیت یا میزان قدرت رسمی خود در سازمان، بیشتر رفتار همکاران را نشانه علاقه جنسی تلقی میکردند. همچنین، زنان در مقایسه با مردان، بیشتر احتمال داشت رفتار همکاران جنس مخالف را نشانه علاقه جنسی تفسیر کنند. یافته مهم دیگر این بود که افرادی که علاقه جنسی بیشتری در رفتار همکاران خود تشخیص میدادند، میزان بیشتری از رفتارهای آزار جنسی را نیز گزارش کردند. این برداشتها، بهویژه در میان مردان، ارتباط میان انگیزه سلطهجویی و آزار جنسی را از نظر آماری توضیح میدادند. به بیان دیگر، تفسیر نادرست رفتارهای دوستانه بهعنوان علاقه جنسی ممکن است یکی از سازوکارهای ارتباط میان سلطهجویی و آزار جنسی در محیط کار باشد. بر اساس این یافتهها، پژوهشگران پیشنهاد میکنند سازمانها هنگام استخدام و ارتقای کارکنان، بهجای تأکید بر ویژگیهای سلطهجویانه، برای همکاری، احترام متقابل و رفتارهای سازنده در روابط کاری اهمیت بیشتری قائل شوند. البته به دلیل ماهیت پیمایشی و مبتنی بر خودگزارشی این مطالعات، نتایج بهتنهایی رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکنند.
کارکنان سلطهجو بیشتر رفتار همکاران را نشانه علاقه جنسی تلقی میکنند؛ یافتهای که ممکن است به توضیح آزار جنسی در محیط کار کمک کند دو مطالعه پیمایشی که توسط سانّه فینسترا (Sanne Feenstra) و مارک ون ووخت (Mark van Vugt) انجام شدهاند، نشان میدهند کارکنانی که تمایل بیشتری به سلطهجویی دارند، بیشتر احتمال دارد رفتارهای دوستانه همکاران خود را بهاشتباه نشانه علاقه جنسی تفسیر کنند. در این پژوهشها، شرکتکنندگان از طریق پلتفرم پژوهشی Prolific Academic انتخاب شدند. مطالعه نخست شامل ۲۰۹ بزرگسال شاغل در بریتانیا و مطالعه دوم شامل ۳۴۵ فرد شاغل در همین کشور بود. از شرکتکنندگان خواسته شد رفتارهایی مانند لبخندزدن یا گفتوگوهای کوتاه و دوستانه را از نظر احتمال نشاندادن علاقه جنسی ارزیابی کنند. همچنین، میزان مشارکت خود در رفتارهای آزار جنسی در محیط کار را گزارش دهند. پژوهشگران علاوه بر این، متغیرهایی مانند انگیزه سلطهجویی، انگیزه کسب اعتبار اجتماعی، جهتگیری اجتماعیجنسی، قدرت سازمانی و جنسیت را بررسی کردند. انگیزه سلطهجویی (Dominance Motivation) به تمایل فرد برای کسب نفوذ و کنترل بر دیگران اشاره دارد؛ درحالیکه انگیزه کسب اعتبار (Prestige Motivation) به تلاش برای دستیابی به جایگاه اجتماعی از طریق شایستگی، احترام و تحسین دیگران مربوط میشود. جهتگیری اجتماعیجنسی (Sociosexual Orientation) نیز به نگرش و تمایل افراد نسبت به روابط جنسی بدون تعهد عاطفی اشاره دارد. نتایج نشان داد که افراد دارای انگیزه سلطهجویی بالاتر، مستقل از جنسیت یا میزان قدرت رسمی خود در سازمان، بیشتر رفتار همکاران را نشانه علاقه جنسی تلقی میکردند. همچنین، زنان در مقایسه با مردان، بیشتر احتمال داشت رفتار همکاران جنس مخالف را نشانه علاقه جنسی تفسیر کنند. یافته مهم دیگر این بود که افرادی که علاقه جنسی بیشتری در رفتار همکاران خود تشخیص میدادند، میزان بیشتری از رفتارهای آزار جنسی را نیز گزارش کردند. این برداشتها، بهویژه در میان مردان، ارتباط میان انگیزه سلطهجویی و آزار جنسی را از نظر آماری توضیح میدادند. به بیان دیگر، تفسیر نادرست رفتارهای دوستانه بهعنوان علاقه جنسی ممکن است یکی از سازوکارهای ارتباط میان سلطهجویی و آزار جنسی در محیط کار باشد. بر اساس این یافتهها، پژوهشگران پیشنهاد میکنند سازمانها هنگام استخدام و ارتقای کارکنان، بهجای تأکید بر ویژگیهای سلطهجویانه، برای همکاری، احترام متقابل و رفتارهای سازنده در روابط کاری اهمیت بیشتری قائل شوند. البته به دلیل ماهیت پیمایشی و مبتنی بر خودگزارشی این مطالعات، نتایج بهتنهایی رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکنند.
نکته کلیدی
نکته کلیدی
کارکنانی که انگیزه سلطهجویی بیشتری دارند، ممکن است رفتارهای معمول و دوستانه همکاران را بیشتر بهعنوان نشانه علاقه جنسی تفسیر کنند. این برداشتهای نادرست با گزارش بیشتر رفتارهای آزار جنسی، بهویژه در میان مردان، ارتباط داشتند. یافتهها بر اهمیت فرهنگ سازمانی مبتنی بر احترام و همکاری، بهجای سلطه و کنترل، تأکید میکنند.
کارکنانی که انگیزه سلطهجویی بیشتری دارند، ممکن است رفتارهای معمول و دوستانه همکاران را بیشتر بهعنوان نشانه علاقه جنسی تفسیر کنند. این برداشتهای نادرست با گزارش بیشتر رفتارهای آزار جنسی، بهویژه در میان مردان، ارتباط داشتند. یافتهها بر اهمیت فرهنگ سازمانی مبتنی بر احترام و همکاری، بهجای سلطه و کنترل، تأکید میکنند.
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
