فرزندکشی فقط یک مسئله فردی نیست؛ جامعه نیز مسئولیت دارد

فرزندکشی (Filicide)، یعنی کشتهشدن فرزند به دست یکی از والدین، معمولاً از منظر جرم، مسئولیت فردی یا اختلالات روانی بررسی میشود.
فرزندکشی (Filicide)، یعنی کشتهشدن فرزند به دست یکی از والدین، معمولاً از منظر جرم، مسئولیت فردی یا اختلالات روانی بررسی میشود. اما آیا شرایط اجتماعی و نبود حمایت کافی از والدین نیز میتواند در شکلگیری چنین فجایعی نقش داشته باشد؟ مقالهای منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶ در مجله The New Yorker با بررسی پرونده ناکیرا گراینر (Nakira Griner)، مادری اهل نیوجرسی که به کشتن فرزند خردسالش در سال ۲۰۲۲ متهم شد، به این پرسش میپردازد. نویسنده مقاله توجه رسانهها به پرونده گراینر را با پرونده لیندزی کلنسی (Lindsey Clancy) مقایسه میکند و استدلال میکند که نژاد و موقعیت اقتصادیاجتماعی مادران میتواند بر نحوه بازنمایی این پروندهها در رسانهها تأثیر بگذارد. به باور نویسنده، هنگامی که مادران سفیدپوست طبقه متوسط مرتکب چنین اعمالی میشوند، احتمال بیشتری دارد که مشکلات سلامت روان آنها مورد توجه قرار گیرد؛ درحالیکه در پرونده مادران سیاهپوست و کمدرآمد، تأکید رسانهای بیشتر بر جنبه جنایی ماجراست. مقاله همچنین احتمال نقش اختلالات روانی شدید، از جمله روانپریشی (Psychosis)، را در این پروندهها مطرح میکند. بااینحال، تشخیص وضعیت روانی افراد و تعیین مسئولیت کیفری آنها نیازمند ارزیابی تخصصی و بررسی شواهد است. یکی از موضوعات اصلی مقاله، انزوای والدین، بهویژه مادران، در فرایند مراقبت از کودکان است. سارا بلافِر هردی (Sarah Blaffer Hrdy)، انسانشناس، معتقد است که انسانها در طول تاریخ تکاملی خود برای پرورش فرزندان به حمایت جمعی وابسته بودهاند. او به مفهوم مراقبان جایگزین یا مکمل (Allomothers) اشاره میکند؛ افرادی مانند مادربزرگها، خواهران و برادران و دیگر اعضای خانواده یا اجتماع که در مراقبت از کودک به والدین کمک میکنند. بااینحال، در بسیاری از جوامع توسعهیافته، شبکههای سنتی حمایت از والدین تضعیف شدهاند و برخی مادران ناچارند ساعتهای طولانی مسئولیت مراقبت از فرزندان را بهتنهایی بر عهده بگیرند. نویسنده تأکید میکند که این انزوا، همراه با فشارهای روانی و کمبود حمایت، میتواند شرایط دشواری برای والدین ایجاد کند؛ هرچند بهتنهایی توضیحدهنده یا توجیهکننده خشونت علیه کودکان نیست. مقاله در پایان بر ضرورت افزایش آگاهی عمومی و آموزش متخصصان درباره افسردگی پس از زایمان (Postpartum Depression) و روانپریشی پس از زایمان (Postpartum Psychosis) تأکید میکند. روانپریشی پس از زایمان وضعیتی نادر اما بسیار جدی است که نیازمند ارزیابی و درمان فوری پزشکی است.
نکته کلیدی
پیشگیری از فجایعی مانند فرزندکشی، علاوه بر رسیدگی قضایی و درمان اختلالات روانی، مستلزم توجه به شرایط اجتماعی والدین است. تقویت شبکههای حمایتی، کاهش انزوای مادران و شناسایی زودهنگام اختلالات شدید روانی پس از زایمان میتواند بخشی مهم از رویکرد پیشگیرانه باشد.
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
