آیریس مجلهٔ آیریسدوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ · ۷ مطلب تازه امروز
تازه‌ها
صفحهٔ اصلی ورود
Iris Psych ترجمهٔ مقاله هیجان‌ها

خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABFT)؛ رویکردی برای ترمیم روابط آسیب‌دیده والدین و نوجوانان

۱۰ آبان ۱۴۰۵ ۱۲ دقیقه مطالعه تحریریهٔ آیریس ذخیره
چکیدهٔ ویدئویی
خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABFT)؛ رویکردی برای ترمیم روابط آسیب‌دیده والدین و نوجوانان
در حال پخش چکیدهٔ ویدئویی…
۰۰:۴۸ /
ویدئو فقط پس از زدن دکمهٔ پخش بارگذاری می‌شود.
چکیدهٔ صوتی این مطلب آیریس پادکست · قسمت 1044
۰۰:۰۰ /
خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABFT)؛ رویکردی برای ترمیم روابط آسیب‌دیده والدین و نوجوانان
جلسه خانواده‌درمانی با حضور درمانگر، والدین و نوجوان با تمرکز بر ترمیم رابطه و امنیت عاطفی
خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABFT)؛ رویکردی برای ترمیم روابط آسیب‌دیده والدین و نوجوانان
جلسه خانواده‌درمانی با حضور درمانگر، والدین و نوجوان با تمرکز بر ترمیم رابطه و امنیت عاطفی

کیفیت رابطه والدین و فرزندان یکی از عوامل مهم در سلامت روان و تحول هیجانی نوجوانان است. تجربه طردشدگی، انتقادگری مداوم، تعارض‌های خانوادگی و فقدان حمایت عاطفی می‌تواند احساس امنیت در رابطه با مراقبان را مختل کند و زمینه را برای بروز یا تداوم مشکلات روان‌شناختی فراهم آورد.

کیفیت رابطه والدین و فرزندان یکی از عوامل مهم در سلامت روان و تحول هیجانی نوجوانان است. تجربه طردشدگی، انتقادگری مداوم، تعارض‌های خانوادگی و فقدان حمایت عاطفی می‌تواند احساس امنیت در رابطه با مراقبان را مختل کند و زمینه را برای بروز یا تداوم مشکلات روان‌شناختی فراهم آورد. خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (Attachment-Based Family Therapy – ABFT) رویکردی روان‌درمانی است که با تمرکز بر ترمیم گسست‌های دلبستگی و بازسازی اعتماد در روابط خانوادگی، به درمان مشکلاتی مانند افسردگی و افکار خودکشی در نوجوانان می‌پردازد. مقاله مروری گای دایموند (Guy Diamond)، گری ام. دایموند (Gary M. Diamond) و سوزان لوی (Suzanne Levy)، منتشرشده در سال ۲۰۲۱ در نشریه Journal of Affective Disorders، مبانی نظری، ساختار بالینی، پژوهش‌های اثربخشی و مطالعات فرایندی این رویکرد را بررسی می‌کند. یکی از ویژگی‌های متمایز ABFT آن است که به‌جای تمرکز اولیه بر اصلاح رفتار نوجوان، رابطه والد ـ نوجوان را به‌عنوان یکی از اهداف اصلی مداخله در نظر می‌گیرد. در این مدل، ترمیم رابطه می‌تواند بستری برای بهبود تنظیم هیجان، حل مسئله بین‌فردی و کاهش آسیب‌پذیری روان‌شناختی فراهم کند.

مبانی نظری خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی نظریه دلبستگی و شکل‌گیری امنیت روان‌شناختی

خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABFT)؛ رویکردی برای ترمیم روابط آسیب‌دیده والدین و نوجوانان
جلسه خانواده‌درمانی با حضور درمانگر، والدین و نوجوان با تمرکز بر ترمیم رابطه و امنیت عاطفی

ABFT بر نظریه دلبستگی جان بالبی (John Bowlby) استوار است. بر اساس این نظریه، کودکانی که مراقبان خود را افرادی پاسخگو، حساس و در دسترس تجربه می‌کنند، به‌تدریج انتظاراتی نسبتاً پایدار از امنیت و حمایت در روابط خود شکل می‌دهند. این تجربه‌ها در قالب الگوهای کاری درونی (Internal Working Models) در ذهن کودک سازمان می‌یابند؛ الگوهایی که بر برداشت فرد از خود، دیگران و ماهیت روابط بین‌فردی تأثیر می‌گذارند. برای مثال، کودکی که به‌طور مکرر در مواجهه با ترس و ناراحتی از سوی والدین حمایت می‌شود، به‌تدریج می‌آموزد که در شرایط دشوار می‌تواند به دیگران اعتماد کند و برای دریافت کمک به آن‌ها مراجعه کند. در مقابل، تجربه مکرر طرد، بی‌اعتنایی یا پاسخ‌های غیرقابل‌پیش‌بینی ممکن است به شکل‌گیری انتظاراتی مانند دوست‌داشتنی نبودن خود یا غیرقابل‌اعتماد بودن دیگران منجر شود. در نظریه دلبستگی، الگوهای ناایمن می‌توانند با راهبردهای دفاعی متفاوتی همراه باشند. برخی افراد برای محافظت از خود، نیاز به حمایت را انکار می‌کنند و از وابستگی عاطفی فاصله می‌گیرند؛ برخی دیگر به‌شدت به دنبال تأیید و نزدیکی هستند، اما همواره نگران طردشدن‌اند. در الگوهای آشفته نیز میل به دریافت حمایت با ترس و بی‌اعتمادی نسبت به مراقب همراه می‌شود. این الگوها لزوماً ثابت و تغییرناپذیر نیستند، اما می‌توانند بر نحوه تنظیم هیجان و شکل‌گیری روابط بعدی اثر بگذارند.

دلبستگی ایمن، تنظیم هیجان و کارکرد تأملی

یکی از مفاهیم مهم در مدل ABFT، ارتباط میان امنیت دلبستگی و رشد توانایی تنظیم هیجان است. کودک در مراحل اولیه تحول، برای آرام‌سازی هیجان‌های شدید به کمک مراقب نیاز دارد. وقتی والد در برابر ترس، ناراحتی یا آشفتگی کودک پاسخ مناسبی ارائه می‌دهد، به او کمک می‌کند برانگیختگی هیجانی خود را کاهش دهد. تکرار این تجربه‌ها به‌تدریج زمینه درونی‌شدن ظرفیت تنظیم هیجان را فراهم می‌کند. به این ترتیب، هم‌تنظیمی هیجانی (Co-regulation) با مراقب می‌تواند به شکل‌گیری خودتنظیمی هیجانی (Self-regulation) کمک کند. امنیت دلبستگی همچنین فضای روان‌شناختی لازم برای رشد کارکرد تأملی (Reflective Functioning) را فراهم می‌کند؛ یعنی توانایی درک و تفسیر رفتار خود و دیگران بر اساس حالات ذهنی، از جمله افکار، هیجان‌ها، باورها و انگیزه‌ها. نوجوانی نیز به معنای قطع پیوند با والدین نیست. یکی از تکالیف مهم این دوره، برقراری تعادل میان حفظ ارتباط دلبستگی و دستیابی به خودمختاری (Autonomy) است. نوجوان به رابطه‌ای نیاز دارد که در آن بتواند هم از حمایت والدین برخوردار باشد و هم هویت و استقلال خود را توسعه دهد. از دیدگاه ABFT، زمانی که این رابطه به بستری ناامن تبدیل می‌شود، نوجوان ممکن است در مواجهه با فشارهای روانی نتواند از والدین به‌عنوان منبع حمایت استفاده کند.

خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی چگونه عمل می‌کند؟

ABFT یک رویکرد رابطه‌محور، فرایندمدار و حساس به تروما (Trauma-Informed) است. در این مدل، مشکلات روان‌شناختی نوجوان صرفاً به ویژگی‌های فردی او نسبت داده نمی‌شوند، بلکه رابطه میان نوجوان و مراقبان نیز به‌عنوان بخشی از زمینه شکل‌گیری و تداوم ناراحتی روان‌شناختی بررسی می‌شود. برای مثال، نوجوانی که با افسردگی یا افکار خودکشی مواجه است ممکن است در شرایطی زندگی کند که در آن تعارض خانوادگی، انتقادگری، طرد عاطفی یا تجربه‌های آسیب‌زای رابطه‌ای وجود دارد. در چنین شرایطی، نوجوان ممکن است به‌تدریج از والدین فاصله بگیرد و آن‌ها را منبع قابل‌اعتمادی برای دریافت حمایت نداند. هدف ABFT شناسایی این گسست‌ها و ایجاد فرصت برای ترمیم آن‌هاست. در این رویکرد، والدین صرفاً افرادی نیستند که باید رفتارشان اصلاح شود؛ بلکه می‌توانند به منابع اصلی حمایت و بهبود نوجوان تبدیل شوند. درمانگر تلاش می‌کند انگیزه مراقبتی والدین را فعال کند و به آن‌ها کمک کند تجربه و نیازهای هیجانی فرزندشان را بهتر درک کنند.

پنج تکلیف درمانی در مدل ABFT

ساختار بالینی ABFT بر پنج تکلیف درمانی (Treatment Tasks) استوار است. این تکالیف لزوماً معادل پنج جلسه نیستند؛ هر تکلیف مجموعه‌ای از اهداف، مداخلات و فرایندهای درمانی است که ممکن است طی چند جلسه دنبال شود.

تکلیف اول: بازتعریف رابطه درمانی (Relational Reframe)

در آغاز درمان، خانواده معمولاً با مسئله‌ای مشخص وارد جلسه می‌شود؛ برای مثال افسردگی نوجوان، رفتارهای پرخطر، تعارض با والدین یا افکار خودکشی. در این مرحله، درمانگر تلاش می‌کند تمرکز خانواده را از مدیریت و کنترل رفتار نوجوان به کیفیت رابطه میان اعضای خانواده منتقل کند. به‌جای آنکه نوجوان به‌عنوان مشکل اصلی خانواده معرفی شود، درمانگر توجه را به گسست‌های رابطه‌ای، نیازهای دلبستگی برآورده‌نشده و دشواری‌های ارتباطی معطوف می‌کند. هدف این است که نوجوان و والدین بتوانند درمان را فرصتی برای بازسازی رابطه و افزایش حمایت متقابل بدانند.

تکلیف دوم: ایجاد اتحاد درمانی با نوجوان

در این مرحله، درمانگر جلسات فردی با نوجوان برگزار می‌کند تا تجربه او از رابطه با والدین را بهتر درک کند. نوجوان تشویق می‌شود تجربه‌های دردناک، احساس طردشدگی، خشم، ناامیدی و نیازهای هیجانی برآورده‌نشده خود را شناسایی و بیان کند. هدف صرفاً تخلیه هیجانی نیست؛ بلکه کمک به نوجوان برای دسترسی به هیجان‌های آسیب‌پذیر و نیازهای دلبستگی نهفته در پس واکنش‌های دفاعی است. برای مثال، خشم آشکار نسبت به والدین ممکن است در لایه‌های عمیق‌تر با احساس تنهایی، اندوه، ترس از طردشدن یا نیاز به حمایت ارتباط داشته باشد. درمانگر به نوجوان کمک می‌کند این تجربه‌ها را به شکلی روشن و قابل‌انتقال سازمان‌دهی کند تا بتواند در مرحله بعد درباره آن‌ها با والدین گفت‌وگو کند.

تکلیف سوم: ایجاد اتحاد درمانی با والدین

در این مرحله، درمانگر جلسات جداگانه‌ای با والدین برگزار می‌کند. هدف، کمک به مراقبان برای بررسی تجربه‌های شخصی، فشارهای زندگی و الگوهای بین‌نسلی دلبستگی است که ممکن است بر شیوه ارتباط آن‌ها با فرزندشان تأثیر گذاشته باشند. برای مثال، والدینی که خود در کودکی با طرد عاطفی یا انتقادگری مواجه بوده‌اند، ممکن است در پاسخ به ناراحتی فرزندشان ناخواسته همان الگوهای ارتباطی را تکرار کنند. درمانگر تلاش می‌کند بدون سرزنش یا ایجاد احساس گناه، ظرفیت خودبازنگری و همدلی والدین را افزایش دهد. در این مرحله، والدین می‌آموزند چگونه به‌جای واکنش‌های تدافعی، انتقادگرانه یا کنترل‌کننده، به هیجان‌ها و نیازهای فرزندشان پاسخ دهند.

تکلیف چهارم: ترمیم دلبستگی (Attachment Task)

این مرحله هسته اصلی فرایند تغییر در ABFT محسوب می‌شود. درمانگر نوجوان و والدین را در جلسه‌ای مشترک قرار می‌دهد تا نوجوان بتواند تجربه‌های دردناک و گسست‌های رابطه‌ای را به‌طور مستقیم با والدین در میان بگذارد. در این گفت‌وگو، نوجوان فرصت پیدا می‌کند درباره احساس تنهایی، طردشدگی، بی‌اعتمادی و نیازهای برآورده‌نشده خود صحبت کند. نقش درمانگر تسهیل گفت‌وگویی است که در آن والدین بتوانند بدون انکار، توجیه یا واکنش تدافعی، تجربه فرزندشان را بشنوند و به آن پاسخ همدلانه بدهند. در صورتی که والدین بتوانند درد و تجربه نوجوان را به رسمیت بشناسند و به شکلی معتبرساز (Validating) پاسخ دهند، امکان شکل‌گیری تجربه‌ای متفاوت از رابطه فراهم می‌شود. این فرایند را تجربه اصلاحی دلبستگی (Corrective Attachment Experience) می‌نامند. در چنین تجربه‌ای، نوجوان ممکن است برای نخستین بار پس از مدت‌ها احساس کند که والدین نه‌تنها به حرف‌های او گوش می‌دهند، بلکه تجربه هیجانی و نیازهایش را نیز جدی می‌گیرند. این تعامل می‌تواند به بازسازی تدریجی اعتماد، کاهش فاصله عاطفی و افزایش امنیت دلبستگی کمک کند.

تکلیف پنجم: حمایت از خودمختاری نوجوان (Autonomy Promotion)

پس از تقویت رابطه و ایجاد فضای امن‌تر، درمانگر به والدین کمک می‌کند از رشد استقلال و توانمندی نوجوان حمایت کنند. در این مرحله، نوجوان تشویق می‌شود برای مواجهه با چالش‌های زندگی، روابط اجتماعی، رشد هویت و برنامه‌ریزی برای آینده از منابع درونی و بین‌فردی خود استفاده کند. والدین نیز می‌آموزند چگونه بدون کنترل افراطی یا کناره‌گیری هیجانی، در دسترس باقی بمانند و از فرزندشان حمایت کنند. بنابراین، هدف ABFT ایجاد وابستگی بیشتر نوجوان به والدین نیست؛ بلکه فراهم‌کردن رابطه‌ای امن است که در آن نوجوان بتواند با اطمینان بیشتری به سمت استقلال حرکت کند.

شواهد پژوهشی و اثربخشی ABFT

دایموند و همکاران در مقاله خود مجموعه‌ای از پژوهش‌های پیامدی و فرایندی را مرور می‌کنند که در طول حدود دو دهه برای ارزیابی این مدل انجام شده‌اند:

افسردگی نوجوانان

در یکی از مطالعات اولیه، خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی برای نوجوانان مبتلا به افسردگی بررسی شد. نتایج نشان داد که این رویکرد می‌تواند با بهبود علائم افسردگی و افزایش انسجام خانوادگی و ادراک دلبستگی همراه باشد. در مطالعه‌ای دیگر، امکان اجرای این درمان در محیط‌های بالینی خارج از محل توسعه اولیه آن نیز بررسی شد و نتایج اولیه امیدوارکننده‌ای گزارش شد.

افکار خودکشی و رفتارهای مرتبط

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های پژوهشی ABFT، درمان نوجوانان دارای افکار خودکشی است. در یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده در سال ۲۰۱۰، ۶۶ نوجوان در دو گروه ABFT و مراقبت معمول تقویت‌شده قرار گرفتند. نتایج نشان داد گروه دریافت‌کننده ABFT در طول درمان کاهش سریع‌تر و بیشتری در افکار خودکشی نشان داد و نرخ بهبودی بالینی نیز در این گروه بیشتر بود. بااین‌حال، در کارآزمایی تصادفی‌شده دیگری که در سال ۲۰۱۹ با ۱۲۹ نوجوان انجام شد، ABFT با درمان حمایتی غیردستورالعملی مقایسه شد. هر دو گروه کاهش معناداری در افکار خودکشی و علائم افسردگی نشان دادند، اما تفاوت برتری معناداری میان دو درمان مشاهده نشد. این یافته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد شواهد اثربخشی ABFT را نباید به معنای برتری قطعی آن بر تمام درمان‌های فعال دیگر تفسیر کرد.

کاربرد در جمعیت‌های دیگر

پژوهشگران تلاش کرده‌اند ABFT را برای گروه‌های دیگری نیز سازگار کنند؛ از جمله نوجوانان اقلیت‌های جنسی و جنسیتی، جوانان دارای تعارض حل‌نشده با والدین و برخی افراد دارای مشکلات مرتبط با اختلالات خوردن. بااین‌حال، سطح شواهد در این جمعیت‌ها یکسان نیست. برای مثال، کاربرد ABFT در اختلالات خوردن در زمان انتشار مقاله عمدتاً در مرحله مطالعات مقدماتی و آزمایشی قرار داشت و هنوز نمی‌توان آن را درمانی تثبیت‌شده برای این اختلالات دانست.

سازوکارهای تغییر در ABFT؛ مطالعات فرایندی چه می‌گویند؟

یکی از بخش‌های مهم مقاله، مرور مطالعات فرایندی (Process Research) است. درحالی‌که پژوهش‌های پیامدی بررسی می‌کنند آیا یک درمان مؤثر است، مطالعات فرایندی به این پرسش می‌پردازند که تغییر درمانی چگونه اتفاق می‌افتد و چه تعاملاتی در طول جلسات به بهبود منجر می‌شوند.

افزایش همدلی و تغییر در رفتار والدین

برخی مطالعات نشان داده‌اند که وقتی والدین تجربه‌های دردناک و احساس تنهایی نوجوان را می‌شنوند، ممکن است برداشت آن‌ها از مشکل تغییر کند. به‌جای آنکه افسردگی یا رفتارهای نوجوان را صرفاً نشانه نافرمانی یا ضعف فردی بدانند، ارتباط میان این مشکلات و تجربه‌های رابطه‌ای را بهتر درک می‌کنند. همچنین، در برخی مطالعات مشاهده شده است که مشارکت در ABFT با کاهش رفتارهای کنترل روان‌شناختی والدین و افزایش حمایت از خودمختاری نوجوان همراه بوده است.

پردازش هیجانی سازنده

در ABFT، صرف بیان هیجان‌های شدید هدف نهایی نیست. درمانگر تلاش می‌کند به مراجع کمک کند از حالت‌هایی مانند خشم دفاعی، آشفتگی کلی و شرم به سمت تجربه و پردازش هیجان‌های سازگارانه‌تر حرکت کند. برای مثال، نوجوان ممکن است در ابتدا خشم شدیدی نسبت به والدین ابراز کند، اما در جریان کار درمانی بتواند به هیجان‌های عمیق‌تری مانند اندوه ناشی از فقدان حمایت یا نیاز به نزدیکی عاطفی دسترسی پیدا کند. پژوهش‌های فرایندی گزارش کرده‌اند که مداخلاتی مانند بازتعریف رابطه‌ای، تمرکز بر هیجان‌های آسیب‌پذیر و توجه به نیازهای دلبستگی می‌توانند با آغاز پردازش هیجانی سازنده ارتباط داشته باشند.

اتحاد درمانی و تجربه اصلاحی دلبستگی

کیفیت اتحاد درمانی با نوجوان و والدین نیز در فرایند ABFT اهمیت دارد. در برخی مطالعات، اتحاد قوی‌تر میان درمانگر و والدین با رفتارهای همدلانه‌تر و کمتر انتقادگرانه والدین در جلسات مشترک ارتباط داشته است. همچنین، تحلیل تعاملات جلسات نشان داده است که در موارد موفق‌تر، توالی مشخصی از مداخلات درمانگر، پردازش هیجانی نوجوان و پاسخ گرم و پذیرنده والدین مشاهده می‌شود. این یافته‌ها از اهمیت تعامل‌های واقعی درون جلسه حمایت می‌کنند؛ یعنی تغییر درمانی صرفاً حاصل ارائه اطلاعات یا آموزش مهارت نیست، بلکه می‌تواند از طریق تجربه رابطه‌ای متفاوت شکل بگیرد.

محدودیت‌ها و ملاحظات بالینی

با وجود شواهد امیدوارکننده، چند نکته در تفسیر یافته‌های ABFT ضروری است: نخست، بخش قابل‌توجهی از پژوهش‌های اولیه توسط گروه‌هایی انجام شده‌اند که در توسعه و آموزش این مدل نقش داشته‌اند. بنابراین، گسترش پژوهش‌های مستقل برای ارزیابی دقیق‌تر اثربخشی و قابلیت تعمیم آن اهمیت دارد. دوم، نتایج مطالعات مختلف یکسان نیستند و در برخی کارآزمایی‌ها ABFT نسبت به درمان فعال مقایسه‌ای برتری معناداری نشان نداده است. سوم، ABFT برای تمام نوجوانان دارای افکار خودکشی یا افسردگی الزاماً مناسب‌ترین انتخاب نیست. در مواردی که عوامل خارج از خانواده، مانند قلدری، تبعیض یا مشکلات محیط مدرسه، نقش اصلی دارند، مداخلات متناسب با این عوامل نیز ضروری‌اند. همچنین، در موارد خطر خودکشی، ارزیابی مستمر خطر، برنامه‌ریزی ایمنی، نظارت بالینی و مداخلات فوری در صورت لزوم باید در اولویت قرار گیرند. خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی جایگزین مدیریت تخصصی خطر خودکشی یا سایر اقدامات ضروری بالینی نیست.

جمع‌بندی

خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی رویکردی است که مشکلات روان‌شناختی نوجوانان را در بستر روابط دلبستگی و تعاملات خانوادگی بررسی می‌کند. این مدل با تمرکز بر ترمیم گسست‌های رابطه‌ای، تقویت پاسخ‌دهی همدلانه والدین و حمایت از خودمختاری نوجوان، تلاش می‌کند خانواده را از منبع احتمالی تنش به منبعی برای امنیت و حمایت تبدیل کند. پنج تکلیف درمانی ABFT، از بازتعریف رابطه درمانی تا حمایت از خودمختاری، ساختاری مشخص برای این فرایند فراهم می‌کنند. شواهد پژوهشی از کاربرد این رویکرد به‌ویژه در افسردگی و افکار خودکشی نوجوانان حمایت می‌کنند، هرچند میزان برتری آن نسبت به سایر درمان‌های فعال همچنان به بررسی بیشتر نیاز دارد.

نکته کلیدی

در خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی، تغییر درمانی از مسیر اصلاح صرف رفتار نوجوان آغاز نمی‌شود؛ بلکه ترمیم رابطه‌ای که در آن نوجوان بتواند آسیب‌پذیری‌های هیجانی خود را بیان کند و از والدین پاسخ همدلانه و حمایتگر دریافت کند، محور اصلی مداخله است. بازسازی امنیت دلبستگی می‌تواند زمینه‌ای برای بهبود تنظیم هیجان، کاهش مشکلات روان‌شناختی و رشد خودمختاری نوجوان فراهم کند.

منبع این مطلبDiamond, G., Diamond, G. M., & Levy, S. (2021). Attachment-Based Family Therapy: Theory, Clinical Model, Outcomes, and P · doi.org مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی ←
مطالب مرتبط
نظرها
نظر شما پس از بررسی تیم آیریس زیر همین مطلب منتشر می‌شود.
ممنون! نظر شما ثبت شد و پس از بررسی منتشر می‌شود.
از خواندن تا گفت‌وگو

اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفت‌وگو با یک درمانگر می‌تواند کمک کند.

خانواده‌درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABFT)؛ رویکردی برای ترمیم روابط آسیب‌دیده والدین و نوجوانانآیریس پادکست · قسمت 1044 · ۰۰:۰۰ /