آیا زوجدرمانی میتواند روابط آزارگرانه را بدتر کند؟

زوجدرمانی معمولاً با هدف بهبود ارتباط و حل تعارضهای عاطفی انجام میشود، اما در روابطی که با آزار، کنترلگری یا خشونت همراه هستند، ممکن است نهتنها مؤثر نباشد، بلکه خطر آسیب بیشتر را افزایش دهد. در تابستان ۲۰۲۵، فردی به نام آدام (Adam) با کیتی گیلیس (Kaytee Gillis)، مددکار اجتماعی بالینی، تماس گرفت و برای رابطه خود با هریس (Harris) درخواست درمان کرد. او امیدوار بود زوجدرمانی بتواند به هریس کمک کند و رفتارهای آسیبزای او را متوقف سازد. بااینحال، گیلیس توضیح میدهد که زوجدرمانی در روابط مبتنی بر سوءاستفاده و خشونت، بهویژه زمانی که الگوی کنترل و ارعاب وجود دارد، میتواند نامناسب و حتی خطرناک باشد.
او سه دلیل اصلی را مطرح میکند
۱. سوءاستفاده از فرایند درمان: فرد آزارگر ممکن است جلسات درمان را به ابزاری برای دستکاری واقعیت و تضعیف اعتماد فرد آسیبدیده به تجربههای خودش تبدیل کند. ۲. فریب درمانگر: برخی افراد آزارگر در تأثیرگذاری بر دیگران و ارائه تصویری متفاوت از رفتار خود مهارت دارند و ممکن است حتی متخصصان سلامت روان را نیز گمراه کنند. ۳. ایجاد برابری کاذب در مسئولیتها: در زوجدرمانی، درمانگر معمولاً تلاش میکند دیدگاه هر دو طرف را بشنود. اما در یک رابطه آزارگرانه، این رویکرد ممکن است باعث شود واکنشهای دفاعی فرد آسیبدیده بهاندازه رفتارهای آزارگرانه طرف مقابل مورد انتقاد قرار گیرد. در چنین شرایطی، خطر آن وجود دارد که بهجای تمرکز بر خشونت و مسئولیت فرد آزارگر، رفتارهای فرد آسیبدیده بهعنوان بخشی برابر از مشکل تلقی شوند. گیلیس تأکید میکند که هنگام مواجهه با شریک عاطفی خطرناک، اولویت اصلی باید حفظ امنیت فرد آسیبدیده باشد، نه صرفاً حفظ رابطه. این موضوع بهویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کودکان نیز در معرض تنش یا خشونت قرار دارند.
نکته کلیدی
زوجدرمانی برای همه مشکلات رابطه مناسب نیست. در روابطی که با خشونت، ارعاب یا کنترلگری همراه هستند، ابتدا باید امنیت فرد آسیبدیده ارزیابی و تأمین شود. حمایت تخصصی فردی و برنامهریزی برای ایمنی، ممکن است از زوجدرمانی مشترک مناسبتر باشد.
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
